چطور کشور مقصد تحصیل را انتخاب کنیم؟ اول رشته، بعد نقشه

بیشتر متقاضی‌ها کار را از جای اشتباه شروع می‌کنند: اول کشور را انتخاب می‌کنند، بعد دنبال رشته‌ای می‌گردند که در آن کشور جا شود. نتیجه‌اش را بارها دیده‌ام؛ کسی که عاشق هوش مصنوعی است می‌رود کشوری که در آن حوزه نه آزمایشگاه قوی دارد، نه بازار کار، فقط چون اسم کشور برایش جذاب بوده یا دوستش آنجا زندگی می‌کند. ترتیب درست برعکس است. اول مشخص کنید دقیقاً چه می‌خواهید بخوانید و بعد از فارغ‌التحصیلی چه کاری می‌خواهید بکنید، بعد ببینید کدام کشورها برای همان هدف مشخص، منطقی‌اند.

قدم اول: رشته و برنامه، نه پرچم کشور

صفحه‌ی خودِ برنامه را باز کنید، نه صفحه‌ی اصلی دانشگاه را. سیلابس درس‌ها را بخوانید، ببینید پروژه و پایان‌نامه دارد یا فقط امتحان است، استادهای آن گروه روی چه موضوعی کار می‌کنند و فارغ‌التحصیل‌هایش کجا مشغول شده‌اند. یک کارشناسی ارشد «مدیریت» در دو دانشگاه هم‌نام می‌تواند کاملاً دو چیز متفاوت باشد؛ یکی تحلیلی و ریاضی‌محور، دیگری عمومی و ارائه‌محور. اگر بین دو کشور مردد هستید، سه برنامه‌ی مشخص از هر کشور را کنار هم بگذارید و درس‌به‌درس مقایسه کنید. معمولاً در همین مرحله، یکی از کشورها خودش حذف می‌شود.

سؤال کاربردی این است: بعد از این مدرک، روز اول سر کار قرار است چه کاری بلد باشید؟ اگر جواب روشنی ندارید، هنوز برای انتخاب کشور زود است.

قدم دوم: بودجه را برای کل دوره حساب کنید، نه سال اول

بزرگ‌ترین خطای مالی این است که شهریه‌ی سال اول را می‌بینند و تصمیم می‌گیرند. هزینه‌ی واقعی یعنی شهریه‌ی همه‌ی سال‌ها، به‌علاوه‌ی هزینه‌ی زندگی، بیمه، تمدید ویزا، رفت‌وآمد و یک حاشیه‌ی امن برای نوسان ارز. ارشد یک‌ساله‌ی بریتانیا روی کاغذ گران به نظر می‌رسد، اما دوره‌ی دوساله در کشوری ارزان‌تر گاهی در مجموع گران‌تر تمام می‌شود، چون دو سال هزینه‌ی زندگی می‌دهید. برعکس هم صادق است: شهریه‌ی نزدیک به صفر در برخی برنامه‌های دولتی آلمان وسوسه‌کننده است، ولی هزینه‌ی زندگی در مونیخ شوخی نیست و یادگیری زبان آلمانی برای پیدا کردن کار دانشجویی و بعد از تحصیل زمان می‌برد.

یک جدول ساده بسازید: شهریه‌ی کل دوره، هزینه‌ی زندگی ماهانه ضرب‌در تعداد ماه، هزینه‌های یک‌باره. عدد نهایی را با پس‌انداز واقعی خانواده مقایسه کنید، نه با امید به کار دانشجویی. کار پاره‌وقت برای کمک‌هزینه خوب است، برای ستون اصلی بودجه نه.

نکته‌ی دوم شهر است، نه فقط کشور. زندگی در پایتخت تقریباً در همه‌جا به‌طور محسوسی گران‌تر از شهرهای دانشجویی کوچک‌تر است؛ اجاره در لندن، تورنتو، سیدنی یا آمستردام با شهرهای دیگر همان کشور قابل مقایسه نیست. گاهی با انتخاب شهری کوچک‌تر در همان کشور، هم دانشگاه خوبی دارید هم بودجه‌تان نفس می‌کشد.

قدم سوم: حق کار بعد از تحصیل را جدی بگیرید

اگر قصد دارید بعد از فارغ‌التحصیلی بمانید و سابقه‌ی کار خارجی جمع کنید، این بخش از رنگ و رتبه‌ی دانشگاه مهم‌تر است. سازوکارهای شناخته‌شده را بشناسید و جزئیات روزشان را از سایت رسمی اداره‌ی مهاجرت همان کشور چک کنید، چون این قوانین تغییر می‌کنند:

  • بریتانیا: مسیر Graduate به فارغ‌التحصیل‌ها اجازه می‌دهد مدتی بدون نیاز به اسپانسر شغلی بمانند و دنبال کار بگردند.
  • کانادا: مجوز کار پس از فارغ‌التحصیلی (PGWP) بر اساس طول و نوع دوره صادر می‌شود و سابقه‌ی کار کانادایی برای بسیاری از مسیرهای اقامت دائم امتیاز مستقیم دارد.
  • استرالیا: ویزای موقت فارغ‌التحصیلی برای کار پس از تحصیل وجود دارد و طولش به مقطع و شرایط دوره بستگی دارد.
  • آلمان: فارغ‌التحصیل‌های دانشگاه‌های آلمان معمولاً تا ۱۸ ماه فرصت جست‌وجوی کار مرتبط می‌گیرند.
  • هلند: سال جهت‌یابی (Orientation Year) به فارغ‌التحصیل‌ها یک سال فرصت می‌دهد دنبال کار بگردند.

اما واقع‌بین باشید: داشتن حق قانونی ماندن با پیدا کردن کار یکی نیست. بازار کار هر کشور به زبان محلی، وضعیت اقتصادی همان سال و رشته‌ی شما واکنش نشان می‌دهد. مهندس نرم‌افزار در آلمان بدون آلمانی هم شانس دارد؛ فارغ‌التحصیل بازاریابی بدون زبان محلی تقریباً در هیچ کشوری شانس ساده‌ای ندارد.

قدم چهارم: زبان تدریس و زبان زندگی دو چیز جدا هستند

اینکه برنامه به انگلیسی تدریس می‌شود، به این معنا نیست که زندگی‌تان هم انگلیسی پیش می‌رود. اجاره‌ی خانه، کار اداری، دکتر رفتن و مخصوصاً کار پیدا کردن در بسیاری از شهرهای اروپا با زبان محلی گره خورده است. اگر برنامه‌تان انگلیسی است ولی قصد ماندن دارید، از همین حالا برای زبان آن کشور وقت بگذارید؛ این سرمایه‌گذاری معمولاً از چند واحد درسی اضافه بیشتر جواب می‌دهد. برعکس، اگر هدفتان برگشتن یا مهاجرت بعدی است، شاید همین موضوع وزن کمتری داشته باشد. صادقانه با خودتان مشخص کنید.

قدم پنجم: چیزهایی که در بروشورها نیست

فاصله تا ایران و پرواز مستقیم، امکان سفر خانواده، وضعیت همراه و اجازه‌ی کار او، آب‌وهوا و تاریکی زمستان در کشورهای شمالی، اندازه‌ی جامعه‌ی ایرانی آن شهر و حس امنیت روزمره؛ هیچ‌کدام معیار «دانشگاهی» نیستند، ولی دو سال زندگی شما را می‌سازند. افسردگی زمستانی شوخی نیست و کم دانشجویی قبل از رفتن به آن فکر می‌کند. از دانشجوهای فعلی همان شهر بپرسید، نه فقط از مؤسسه‌ی اعزام.

چراغ قرمزها

اگر کسی کشوری را فقط با رتبه‌ی دانشگاه‌هایش تبلیغ می‌کند، اگر از هزینه‌ی کل دوره حرف نمی‌زند، اگر می‌گوید «ویزا تضمینی است» یا «کار بعد از تحصیل قطعی است»، مکث کنید. هیچ‌کدام از این‌ها تضمین‌پذیر نیست. چراغ قرمز دیگر، انتخاب کشوری است که حتی یک برنامه‌ی مشخص در آن را کامل نخوانده‌اید.

در نهایت، انتخاب خوب معمولاً انتخاب هیجانی نیست؛ کمی خسته‌کننده و پر از جدول و مقایسه است. سه کشور را به دو تا برسانید، برای هرکدام سه برنامه‌ی واقعی با هزینه‌ی کل و شرایط کار بعد از تحصیل بنویسید، بعد تصمیم بگیرید. اگر بعد از این کار هنوز بین دو گزینه ماندید، هر دو را اپلای کنید؛ اما شروع کار حتماً از رشته باشد، نه از نقشه.

منابع

  • دولت بریتانیا، ویزای فارغ‌التحصیلی: https://www.gov.uk/graduate-visa
  • دولت کانادا، مجوز کار پس از فارغ‌التحصیلی: https://www.canada.ca/en/immigration-refugees-citizenship/services/study-canada/work/after-graduation/about.html
  • اداره امور داخلی استرالیا، ویزای موقت فارغ‌التحصیلی: https://immi.homeaffairs.gov.au/visas/getting-a-visa/visa-listing/temporary-graduate-485
  • پورتال رسمی آلمان برای متخصصان خارجی: https://www.make-it-in-germany.com/en/
  • دولت هلند، سال جهت‌یابی: https://ind.nl/en/residence-permits/work/orientation-year-highly-educated-persons